ماتم
به نال ای دل که دیگر ماتم آمد بگری ای دیده ایام غم آمد
گل غم سر زد از باغ مصیبت جهان را تازه شد داغ مصیبت
جهان گردیده از ماتم گرد گردون لباس تعضیت پوشیده گردون
ز باغ غصه کو از پا فتاده زمین را لرزه بر اعضا فتاده
فلک تیغ ملامت بر گشیده ز ماه نو الف بر سر شیده
عروس مه گسسته موی خود را خراشیده به ناخن موی خود را
تو نیز ای دل چو ابر نو بهاری به بار از دیده هر اشکی که داری
که روز ماتم آل رسول است عزای گلبن باغ بتول است
عزای سید دنبا و دین است عزای سبط خیرالمرسلین است
عزای شاه مظلومان حسین است که ذاتش عین نور و نور عین است
محتشم کاشانی