حب علی

الهی این دلم را پر ز عشق سرورم مولا علی کن

به اشک دیده ام قلب مرا آکنده از مهر علی کن


روم هر سو من خمار به دنبال رخ آن نرگس مست

تو ای ساقی مرا پروانه سان در آتش عشق علی کن


بخوان نام علی مرهم بر این دشت کویر خشک و بی نام

خدایا این دلم را شرحه شرحه در تب هجر علی کن


به آن گلبرگ که دارد  شبنمی از ذات پر مهر خدایی

به نور کعبه ات جانم دلم محشور با حب علی کن


به یارب الغیاث امشب کنی اشکم روان دست به دعایی

به ثانی بنگر و حالم ز خود برکن، شفیع ام را علی کن


عشق آسمانی

می کشم از آن نگاهت، غمی بر دوش خود تا آسمانها

می زنم این دل به دریا تا برم عشق تو را تا بیکرانها


به مهر افکنده ای بر خاک عشق این خسته جان را

بزن نقشی بر این خاکی که دارد، نشان از بی نشانها


سری شوریده دارم زین گل بشکفته در باغ و گلستان

بخوان نامی بر این عشق که دارد سوگلی در آسمانها


به زلفان سیه خونین دلی دارم مرا حاجت روا کن

شرابم ده تو ای ساقی، مرا با خود ببر تا کهکشانها


شرحه شرحه سینه ایی دارم  مملو از حرمان رویت

به رقص این قلم، ثانی فراموش کن تو این آه و فغانها


فروغ رخت

ای فروغ دیده ام از روی رخشان شما

می کشم جرعه از آن چاه زنخدان شما


دل که دارد عزم دیدار مه رویت صنم

تو بگو بازگردد یا برآید چیست فرمان شما


من بگردم همچو پروانه به دور روی مست

تا بچینم تحفه ای از باغ و بستان شما


با نگاهی تازه گردان روح و این جان مرا

تا چو اختر من ببوسم خاک ایوان شما


"با صبا همراه بفرست از رخت گلدسته‌ای

بو که بویی بشنویم از خاک بستان شما"


ساقیا امشب بیارای حال این خسته دلان

با دف و نی همراه می کن جان من،  جان شما


سینه ثانی بسوخت در آتش عشقت چو شمع

حال من دارد نشانی بس  از آن حال شما


نیما