الا یا ایها الساقی
الا یا ایها الساقی بده جامی خرابم کن
از آن لعل لب نوشین به رویا رهسپارم کن
به آن لاله رخ رعنا به مژگان و به گیسویش
نشسته آتشی بر دل شراری تو به عالم کن
قسم بر زلف مشکینش به رخسار و مه رویش
مرا عشق تو ام افروخت قدح را پر ز می می کن
به می سجاده رنگین کن دلی را پر زمهری کن
به رسم عاشقی یکدم مرا درویش و خاکم کن
گرت خواهی بیارامم دمی زین حال طوفانی
به یک دیده از آن چشمت مرا مست نگاهت کن
اگر ثانی به دل دارد فروغی زآن رخ زیبا
به مهر آن مه رویت حلالم کن حلالم کن
نیما
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 10:28 توسط ن.ثانی
|