کس ندانست حال من

زین روزگار بی فا

بسته لب از هر سخن

نا گفته از جور و جفا

در فغان آمده ام،

بسته ام لب به سکوت؛

شعر، فریاد من است؛

فریاد، با ذکر خدا.

شده باز دفترِ من،

دفتر تنهاییِ من، 

تا نویسم جمله ایی

زین روزگار منِ تنهایی من ...!