خورشید خجالتی شده

وقتی که باز پنجره ها

بی تاب میشن

 از گرمی هوای تو

ستاره ها قایم میشن

پشت چشمای ململیت

یواشکی به هم میگن

چه خشگلن چشمای تو

بارون میاد از آسمون

اشکی شده چشمای من

داغی بوسه های تو

تپش دارن تو قلب من

یه دنیا حرف مونده هنوز

از دل من، از دل تو

حیف که ندارم  طاقتی

بارون اشک توی چشمام

ببین چه کردی با دلم

ای ناز گلم، برگ گلم

این شد تمام زندگیم

سرودن از شراره ها ...