یاد چشم مست تو در رقص اشک آید به چشم

در میان موج شبنم ماه من آید به چشم


تا برقصد زلف بی تاب از آهنگ نسیم

ناز آن رقص نگاهت در نگاه آید به چشم


در درونم فتنه ها خیزد چو آن نازک بدن 

مست و خندان لب چو آن سرو بلند آید به چشم


هر شب از رخسار حوری وش زند هنگامه ای

خاصه آن هنگام که در آغوش گل آید به چشم


بر سماع آید دل ثانی ز وصف روی تو

آتش رویت چو رقص نی و دف آید به چشم


ن . ثانی