تو که در شعر و غزل دُر بیانی گل من

آتش محفل شیرین سخنانی گل من


من که در وصف رخت هیچ ندارم سخنی

بس که زیبایی و در جلوه عیانی گل من 


ای که عشقت به تجلی جلالست و جمال

نکته در نکته که آن چیست تو آنی گل من


اشک من نامه نویس و قاصدک محرم راز

"نیست در کوی توام نامه رسانی گل من"


نم ابری که زند در پس آن قوس و قزح

شاه خوبان و به رنگینه کمانی گل من


گه همه آتشی و گه همه آرامش جان

گر نباشی چه کنم عین نیازی گل من


طرح عشقت چو زند بر دل من نقش وصال 

تو که صورتگر هر طرح و زمانی گل من


گر چو  شهریار بکوشد ثانی در وصف رخت

"چه به از عمق سکوت عین بیانی گل من"


ن.ثانی

بر اساس شعری از استاد شهریار که با احساس درونی این حقیر سروده شد.