الغیاث
حال ما از درد عشق است الغیاث
سینه مالا مال عشق است الغیاث
می سراید این شررها نغمهها
کین همه از شور عشق است الغیاث
دین و دل از کف برونم میکند
آنچه در سودای عشق است الغیاث
نعره و فریاد مستی تا سکوت
آتش زنار عشق است الغیاثحال ثانی چون ندارد روز و شب
دلستانی کارعشق است الغیاث
ن.ثانی
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 10:9 توسط ن.ثانی
|