شب
در مسلخ شب، که خورشید پنهان شود سینه ات از درد عشق خونین شود
وان که دل از دیدنت ویران شود سینه از درد فراق نالان شود
گو، سینه عاشق محرم اسرار شب است گریه اش شبنم دریای دل است
چیست در پرده این اسرار ها وان چیست که ازغم می تپد در دل ها
ستاره فاش گوید این حقیقت را چه شد در سینه، دلت آن مروارید را چه شد
فریاد سینه ام شرحه شرحه از غم است غم همدم شب های تار من است
شب زیبا ست با راز و نیاز گفتگوی من و او با صد ناز
الهی این شبم را هجران مکن شمع بسوزان، پروانه را دیوانه کن

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۸۶ ساعت 20:8 توسط ن.ثانی
|