در پشت سایه های بی کسی

در پشت تیرگی های تردید

که هر لحظه می کشاندم به وحشت

 

در سکوت وغربت

در دیار خشک تنهایی

که هر سو می کند غارت خیال خسته ام را

 

دلی آرام آرام ، آهسته آهسته

باعشقی خدایی، می شود آرام جانم.

 

گلی می روید براحساس

که زیبا می کند این وسعت سبزم

 

در آن زیبایی سبزش

بر آن گلبرگ های سرخ با لطافت

می نگارم نامت ای اعلی مادر

 

وز آن شبنم های گلبرگ احساست

لبم تر می کنی از عشق

 که تا جان در بدن دارم

دما دم من بخوانم نام تو ای مادر

 

 

به مناسبت روز مادر

مادرم روزت مبارک

 

یا حق

نیما