نجوای دل
من امشب ز سِر نجوایی دارم با دل خود
آخر چه شور و چه مستی دارم با دل خود
من امشب نفس به آه و آتش خواهم کشید
آه چه سینه شرحه شرحه دارم با دل خود
من امشب عقل را به می چون داده ام
وه چه پروازی ز سرمستی دارم با دل خود
من امشب سجده گاهم در دل ویرانه هاست
ویرانه را چون خانه از عشق دارم با دل خود
من امشب سکوت را به اوجی دگر خواهم برد
ثانی گر فریاد کند سکوتی دگر دارم با دل خود
ثانی (نیما)
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 10:33 توسط ن.ثانی
|