جاده شادی
لحظه هایم پر است از آهنگ صدایت
که در جاده مخملی قلبم به پیش می رود
کاش در جاده تاکستان
همسفر نخلهای شادی بودم
و در بیکران عطر ایمانم
تاج فیروزه ای بسر می کردم
کاش با تو بودن را
احساس کنم
و در قایق کهنه خیالم
با تو به دریای محبت پا می گذاشتم
آنجا که برهنه از دردم
آواز صدایت
غریو شادی من است.
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۸۵ ساعت 11:45 توسط ن.ثانی
|